
وبلاگ تخصصی ولایت فقیه
شامل پاسخ سولات متداول
کتب مرتبط، مقالات، سخنرانی ها
و جملات در مورد ولایت فقیه و حکومت اسلامی
امید است که مورد رضایت حضرتش قرار گیرد...




بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ولایت فقیه ، جمهوریت و دموکراسی
سه مبنا در تضاد" جمهوریت" با " ولایت فقیه" وجود دارد:
یکم . مبنای اصلی تفاوت و تضاد میان جمهوریت و ولایت فقیه، این است که گمان کرده اند لازمه ی جمهوری بودن یک حکومت ، حق رای داشتن مردم است ولازمه ی ولایت داشتن فقیه ، مهجوریت مردم، نبود رشد وبلوغ اجتماعی و فقدان حق رای برای آنان است.
پاسخ این است که ولایت در قرآن و روایات، در موارد مختلفی استعمال می شود؛ ازجمله :
1.ولایت برمهجورین که تصدی امور مردگان، سفیهان، صغیران و دیوانگان است. دراین معنا از ولایت، درقرآ ن و روایات ، مولّی علیهم به نوعی عاجز و قاصر از امور خود می باشند و لذا شخصی ((ولی))، تصدی امور آنان را برعهده می گیرد.
2.ولایت زعامت که تصدی امور حکومتی است. مولّی علیهم دراین ولایت عموماً بالغ ، رشید وعاقل می باشند؛ چنان که آیه ی(انما ولیکم الله و رسوله و الذین یقیمون الصلاة یوتون الزکاة وهم راکعون) خطاب به مردم عاقل و بالغ است و ولایت را برهمه ی آنان اثبات می کند. مراد از"جمهوری" در جمهوری اسلامی ایران، معنای دوم است و مردم در آن ، حق رای و دخالت در تعیین سرنوشت و نحوه ی حکومت دارند. در جمهوری اسلامی ایران ، هم شکل حکومت و قانون اساسی آن، با رای مردم تعیین شده است وهم انتخاب رهبر از سوی خبرگان به طور غیر مستقیم از طریق مردم صورت می گیرد هم مردم به طور مستقیم در انتخاب مسئول قوه مجریه و نمایندگان قوه ی مقننه دخالت دارند.
دوم. مبنای نصب فقیه از سوی شارع، ولایت را برای او ثابت می کند ؛ بدون اینکه رای مردم در آن دخالتی داشته باشد و رای آنان صوری است. در حالی که در جمهوریت دخالت رای مردم حقیقی است، نه صوری.
پاسخ این است که :
1.طبق مبنای نصب، اگر در زمانی بیش از یک فقیه جامع الشرایط وجود داشته باشد، اعمال ولایت همه ی آنان باعث هرج و مرج می شود و لذا انتخاب رهبراز سوی مردم ، تاثیر واقعی دارد ؛ یعنی،سازوکار موجوددر قانون اساسی برای تعیین رهبر(مجلس خبرگان) ، یکی از راه های تشخیص ولی منصوب است.
2. در فرض وحدت فقیه جامع الشرایط نیز ولی منصوب از سوی خداوند، با پذیرش و مقبولیت مردمی اعمال ولایت می کند؛ نه به صورت تحمیلی.
3. در جمهوری دینی حاکمیت مردم در طول (در راستا) حاکمیت خداوند است و نه در جهت حذف مردم و هیچکدام قابل حذف نیست.زیرا جمهوری اسلامی تلفیقی از دموکراسی (مردم سالاری) و تئوکراسی(خدا محوری) با حذف زواید و فطرات آن است.
- و اساسأ در جمهوری اسلامی حق حاکمیت دو گانه که یک قسمت از آن مال خدا باشد و قسمتی دیگر مال مردم در جمهوری اسلامی مشروعیت الهی، و یک رکن اصلی این مشروعیت حقوق ملت است،کرامت انسان ها و حفظ حریم شخصی وعمومی افراد است. و به تعبیری حق الله و حق الناس در جمهوری اسلامی رقیب هم نیستند بلکه بنابر روایت امام صادق (ع))):حق الناس، شاخه ای روییده بر تنه حق الله است.))
البته در قانون اساسی شرایط خاصی برای ولی فقیه "فقاهت، عدالت و درایت" ذکر شده است و تعیین شرایط حاکم به وسیله قانون، منافاتی با معنای "جمهوریت "حکومت ندارد.
سوم. اختیارات پیش بینی شده در قانون اساسی برای ولی فقیه، فرا جمهوری است یعنی،درهیچ یک از نظام های جمهوری برای رئیس حکومت چنین قدرتی در نظر گرفته نشده است!
پاسخ: چنین گمانه ای هرگز وجود ندارد؛ بلکه بر عکس ولایت مطلقه در نظام جمهوری ایران ، قدرتی محدودتر از رئیس حکومت در دیگر نظام های سیاسی دنیا دارد. زیرا هر تصمیم وی حتی باید در چهارچوب شرع وعقل باشد والا مشروعیتش را از دست میدهد.
معرفی دو منبع مطالعه در زمینه ولایت فقیه
1. ولایت فقیه(فقاهت، عدالت، كفایت) – عبداله جوادی آملی ، نشر اسراء
2. پرسشها و پاسخهای دانشجویی (جلد 15)_ انتشارات نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها
تبلیغات