
وبلاگ تخصصی ولایت فقیه
شامل پاسخ سولات متداول
کتب مرتبط، مقالات، سخنرانی ها
و جملات در مورد ولایت فقیه و حکومت اسلامی
امید است که مورد رضایت حضرتش قرار گیرد...




بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مردم نخواستند علی در خانه نشست (مقبولیت)
از دیدگاه اعتقادى شیعه "مقبولیت "با "مشروعیت" تلازمى ندارد , یعنى «مشروعیت» ولایت فقیه , كـه ادامـه ولایـت معصومان علیهم السلام است , منوط به مقبولیت آن نیست , و " مقبولیت " فـقـط بـه حـكـومـت دیـنى عینیت مى بخشد , زیراحاكم دینى حق استفاده از زور براى تحمیل حاكمیت خویش را ندارد . بر این اساس مختصرا باید گفت: اگر مقبولیت حاكمیت ولى فقیه از دست برود ,مشروعیتش از دست نمى رود , بلكه تحقق حاكمیت و پیاده شدن آن با مشكل مواجهه مى گردد . پـیـش از پـرداخـتن به جواب تفصیلى این نكته قابل تذكر است كه فرض مطرح شده در سئوال , به هیچ وجه در زمان ماواقع نـشـده است و آنچه در نوشته ها و سخنان دگر اندیشان برون مرزى یا مقلدان آنها - مبنى بر عدم مقبولیت نظام اسلامى در میان مردم - ادعا مى شود فقط براى ایجاد جو كاذب است . در زمـان حیات امام راحل (ره) بارها از سوى مخالفان جمهورى اسلامى تبلیغ مى شد مردم ایران به دلیل مشكلات اقتصادى ناشى از جنگ و محاصره اقتصادى , از جمهورى اسلامى بریده اند , ولـى مـا شاهد بودیم در همان اوضاع مردم به طور گسترده در صحنه حاضر مى شدند و از هیچ فداكارى دریغ نمى كردند و پـس از رحلت حضرت امام جریان اجتماعى همان شكل و جهت را حفظ كرده ؛ از این رو پشتیبانى مردم از نظام و رهبرى آن محفوظ است . و وجود اعتراضات و انتقادات مردمی از وضعیت اقتصادی و مشکلات اجتماعی و عملکرد احزاب و جریانات سیاسی دلیل مخالفت با اسلام و حکومت بر اساس آموزه های دینی نیست بلکه اتفاقا در بسیاری از موارد ناشی از عدم قاطعیت و جدیت بر اجرای احکام متعالی اسلام ناب محمدی است. پـس بـررسى این فرض و پاسخ گفتن به آن به معناى عدم مقبولیت نظام اسلامى و رهبرى آن از سوى مردم نیست . احتمال عدم مقبولیت نظام اسلامى از سوى مردم , به دو صورت متصور است :
اول . مردم به هیچ روى حـكـومـت دینى را نپذیرند ; در این صورت اگر فرض كنیم امام معصوم( ع) یا فقیه داراى شـرایـط حـاكـمـیت , در جامعه باشد , به اعتقاد شیعه او از جانب خدا حاكم و والى است , ولى حكومت دینى تحقق نخواهد یافت , زیرا شرط تحقق حكومت دینى پذیرش مردم است . نمونه بسیار روشن این فرض , 25 سال خانه نشینى حضرت على علیه السلام است . ایـشـان از سوى خدا به ولایت منصوب شده بودند ,ولى حاكمیت بالفعل نداشتند , زیرا مردم با آن حضرت بیعت نكردند .
دوم . ایـن است كه حاكمیت شخصى كه داراى حق حاكمیت شرعى است به فعلیت رسیده باشد ; ولى پس از مدتى عده اى به مخالفت با او برخیزند . ایـن فـرض خود دو حالت دارد :یكى اینكه مخالفان گروه كمى هستند و قصد براندازى حكومت شـرعـى را - كـه اكـثر مردم پشتیبان آن هستند - دارند ; شكى نیست در این حال , حاكم شرعى موظف است بامخالفان مقابله كند و آنان را به اطاعت از حكومت شرعى وادار كند . نـمـونه روشن این مورد برخورد خونین حضرت امیر (ع)با اصحاب جمل , صفین , نهروان وغـیره بود و در زمان كنونى برخورد جمهورى اسلامى با منافقان و گروههاى الحادى محارب از همین گونه است , زیرا روا نیست حاكم شرعى با مسامحه و تساهل راه رابراى عده اى كه به سبب امیال شیطانى قصد براندازى حكومت حق و مورد قبول اكثرمردم را دارند , باز بگذارد . صورت دوم از این فرض این است كه بعد از تشكیل حكومت شرعى مورد پذیرش مردم ,اكثریت قاطع آنها مخالفت كنند ; مثلا بگویند: ما حكومت دینى را نمى خواهیم . با توجه به جواب اجمالى پیش باید گفت: در این حال , حاكم شرعى , هنوز شرعا حاكم است , ولى با از دست دادن مقبولیت خویش , قدرت اعمال حاكمیت مشروعش را از دست مى دهد . تنها در صورتى مشروعیت حكومت دینى از دست مى رود كه او یكى از شرایط لازم حاكمیت شرعى را از دست بدهد , ولى در غیر این صورت مشروعیت باقى است . شـایـد بتوان دوران امامت امام حسن مجتبى علیه السلام و درگیرى ایشان با معاویه و فرار سران سـپـاه آن حـضرت به اردوگاه معاویه را نمونه بارز از فرض اخیر دانست. تاریخ نشان داد حضرت به علت پیروى نكردن مردم از ایشان عملا حاكمیتى نداشتند ومجبور به پذیرش صلح تحمیلى شدند , ولـى مـردم هم مكافات این بدعهدى و پیمان شكنى خود را دیدند و كسانى بر آنان مسلط شدند كه دین و دنیاى آنها را تباه كردند.
معرفی دو منبع مطالعه در زمینه ولایت فقیه
- ولایت فقیه(فقاهت، عدالت، كفایت) – عبداله جوادی آملی ، نشر اسراء
- پرسشها و پاسخهای دانشجویی (جلد 15) _ انتشارات نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها
تبلیغات